خانی من

لغت نامه دهخدا

خانی من. [ م َ ] ( اِخ )دهی است از دهستان کامفیروز بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در 54 هزارگزی شمال خاوری اردکان و کنار راه فرعی پل خان به خانی من. این ناحیه در جلگه قرار دارد و آب و هوایش معتدل و مالاریایی و دارای 812 تن سکنه است که شیعی مذهب و به فارسی لهجه لری سخن میگویند. ده خانی من از رودخانه ٔکر مشروب میشود و محصولش غلات و برنج است. شغل اهالی کشاورزی و راهش فرعی و بدانجا یک دبستان است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کامفیروز بخش اردکان شهرستان شیراز.

جمله سازی با خانی من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دم غروبی که شاکه برای فروش نمک به منطقه محل اسکان خان و اطرافیانش می آید و بساط معامله وسود وسودا را پهن می کند، مشتریان زیادی از زنان و زیبارویان ایوانی و کلهر را دور خود جمع می کند، زنان ودختران بطور عادی وبی پرده با شاکه روبه رو می شدند و با او به جدال و معامله و بگو مگو می پردازند وشاکه با کمال بشارت وخوش برخوردی با آنها رو به رومی شود، خان این منظره را می بیند و می گوید درویشی او از خانی من بهتر است

💡 چو دولت دور گشت از خانی من دولرانی است دولت رانی من

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز