حینئذ

مترادف‌ها

آن زمان، آن وقت، آن هنگام

لغت نامه دهخدا

حینئذ. [ ن َ ءِ ذِن ْ ] ( ع اِ ) آنگاه. ( آنندراج ). در این هنگام. آن هنگام. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). و حینئذ در فلک البروج چهار نقطه حاصل شود. ( درةالتاج ).

فرهنگ فارسی

آنگاه. در این هنگام. آن هنگام.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی حِینَئِذٍ: درآن هنگام - دراین هنگام
ریشه کلمه:
اذ (۳۱۰ بار)حین (۳۵ بار)

جمله سازی با حینئذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 محب: صاحب محبت را گویند، با حق تعالی عام‌تر از آنکه طلب مقارن آن باشد یا نه؛ حینئذ طلب باشد و حینئذ طلب نباشد.

💡 وقتی که خورشید از پشت کوه‌ها طلوع کرد، حینئذ بود که تمامی روستاییان برای شروع کارهای کشاورزی خود به مزارع رفتند.

💡 او سعی داشت حقیقت را پنهان کند، اما حینئذ بود که تمام شواهد و مدارک موجود علیه او در دادگاه آشکار شد.

💡 وقتی که باران سیل‌آسا شروع به باریدن کرد، حینئذ بود که مردم با عجله به دنبال پناهگاهی برای خود در کوچه و خیابان بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران