حیاری
لغت نامه دهخدا
حیاری. [ ح َ را / ح ُ را ] ( ع ص ) ج ِ حیران. مردان سرگشته. سرکشتگان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به حیران شود.
جمله سازی با حیاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناموس اعظم حق غیب مصون مطلق کاندر شهود اویند روحانیان حیاری