لغت نامه دهخدا
حی کرده. [ ح َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) احاطه کرده و در قید درآورده و گرفتار ساخته و این معنی از معنی جمع کردن و فروگرفتن مستفاد است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
حی کرده. [ ح َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) احاطه کرده و در قید درآورده و گرفتار ساخته و این معنی از معنی جمع کردن و فروگرفتن مستفاد است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
احاطه کرده و در قید در آورده و گرفتار ساخته و این معنی از معنی جمع کردن و فرو گرفتن مستفاد است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجنون ز حی کرده برون را چه تفاوت لیلیش درون رگ جان است نه در حی