لغت نامه دهخدا
حکو. [ ح َک ْوْ ] ( ع مص ) حکایت کردن. بازگفتن. نقل کردن. ( منتهی الارب ). حدیث کردن. و این لغتی است در حکایت. ( اقرب الموارد ). رجوع به حکایة شود.
حکو. [ ح َک ْوْ ] ( ع مص ) حکایت کردن. بازگفتن. نقل کردن. ( منتهی الارب ). حدیث کردن. و این لغتی است در حکایت. ( اقرب الموارد ). رجوع به حکایة شود.
💡 تل حکوان در شهرستان شیراز، روستای علیآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۴۱۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.