حلجه

لغت نامه دهخدا

( حلجة ) حلجة. [ ح َ ج َ ] ( ع اِ ) مسافت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). گویند: بیننا و بینهم حلجة صالحة او بعیدة او قریبة. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با حلجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شبانگه کزین حلجه ی زرنگار عروس دلارای خاور دیار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران