لغت نامه دهخدا
مصهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) قریب. ( منتهی الارب ). نزدیک. گویند: فلان مصهرنا؛ قریب منا؛ فلان نزدیک به ماست. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
مصهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) قریب. ( منتهی الارب ). نزدیک. گویند: فلان مصهرنا؛ قریب منا؛ فلان نزدیک به ماست. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سُليمان بن صُرَد خُزاعى، مُسيّب بن نَجَبَه، رِفاعة بن شَدّاد و عدّه اى ديگر از گروهشيعه و محبّان و آن فرمان را به وسيله قيس بن مصهر ( مسهر در نسخهبدل ) صيداوى به كوفه ارسال فرمود؛ قيس به حوالى شهر كوفه رسيد حُصَيْن بننُمير - لَعْنَةُ اللّهِ عَلَيْهِ - گماشته ابن زياد - لَعْنَةُ اللّهِ عَلَيْهِ - به او برخورد تا ازحال او تفتيش نمايد.
💡 سپس امام نامه را مهر كرد و به هم پيچيد و آن را به قيس مصهر صيداوى داد.