حق جویی
مترادفها
عدالتخواهی، حقطلبی
متضادها
ظلم، ستم، بیعدالتی
لغت نامه دهخدا
حق جویی. [ ح َ ] ( حامص مرکب ) حق طلبی.
فرهنگ فارسی
حق طلبی
جمله سازی با حق جویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخن کز روی دین گویی چه عبرانی چه سریانی مکان کز بهر حق جویی چه جابلقا چه جابلسا
💡 این مجلس درس است، نه میدان قتال! این حق جویی است، جنگ جویی چه کنی؟!
💡 ز آغاز وجود خویشتن تا انجام هرگز نزدم در ره حق جویی گام
💡 الا، گر مرد حق جویی، همی بیخود چه می پویی، ببین رخسار یزدان را، ز رخسار فروزانش
💡 گر رضای حق جویی رو بجو رضایش را هرکه در دل افرازد رایت ولایش را
💡 اگر حق خوانی حق گویی و حق جویی ای سالک مقام حق نبینی جز دل دانای درویشان