لغت نامه دهخدا
حسن ملک. [ ح َ س َ م َ ل ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رستاق خمین شهرستان محلات، 16هزارگزی خمین. دارای 60 نفر جمعیت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
حسن ملک. [ ح َ س َ م َ ل ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رستاق خمین شهرستان محلات، 16هزارگزی خمین. دارای 60 نفر جمعیت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ده کوچکی است از دهستان رستاق خمین شهرستان محلات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن ملک صفت بشری چون تو در نهایت حسن
💡 خانه تقوی خراب از سطوت سلطان حسن ملک دین ویران ز تیغ لشکر غنج و دلال
💡 بر در شهر دلم نقاره زد وگفت کز پی سلطان حسن ملک بگیرم
💡 ای برده سبق جمالت از حسن ملک خطت ز دلم حرف طرب ساخته حک
💡 تا بدست آورده ئی طغرای حسن ملک خوبی را مسخّر کرده ای
💡 به حسن و خوبیش حسن ملک نیست چنان مه در کبودی فلک نیست