لغت نامه دهخدا
حسن فرنگ. [ ح ُ ن ِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از حسن سفیدچهرگان است، چنانکه فرنگیان را میباشد:
ز بس داغندگلهای چمن از آب و رنگ او
گلستان لاله زاری گشته از حسن فرنگ او.فطرت ( از آنندراج ).
حسن فرنگ. [ ح ُ ن ِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از حسن سفیدچهرگان است، چنانکه فرنگیان را میباشد:
ز بس داغندگلهای چمن از آب و رنگ او
گلستان لاله زاری گشته از حسن فرنگ او.فطرت ( از آنندراج ).
کنایت از حسن سفید چهرگان است چنانکه فرنگیان را باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حیرتم که نگاه از چه حیرت آب دهم ز خار وگل همه حسن فرنگ میبارد