لغت نامه دهخدا
حریف رفتن. [ ح َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به تباهی رفتن زن. تباهی کردن. به تبهکاری شدن.
حریف رفتن. [ ح َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به تباهی رفتن زن. تباهی کردن. به تبهکاری شدن.
بتباهی رفتن زن تباهی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه حریف رفتن و نه قابل برگشتنم حیرت این راه بر من بسته راه پیش و پس