حرمد

لغت نامه دهخدا

حرمد. [ ح َ م َ / ح ِ م ِ ] ( ع اِ ) لجن. لژن. گِل سیاه و گنده و گونه برگشته. طین اسود که لون و رائحه آن متغیر شده باشد.

فرهنگ فارسی

لجن گل سیاه و بد بوی

جمله سازی با حرمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش

💡 که درین کشتی حرمدان گم شده‌ست جمله را جُستیم نتوانی تو رَست

💡 عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو

💡 تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر نقد ده نقد، که عباس حرمدان توم

💡 ایمنیم از دزد و مکر راه زن زانک چون زر در حرمدان توییم

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز