لغت نامه دهخدا
حرف پریشان. [ ح َ ف ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف بی معنی. حرف بی ربط.
حرف پریشان. [ ح َ ف ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف بی معنی. حرف بی ربط.
حرف بی معنی حرف پریشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما پهن باشد همه جا سفره بینانی ما
💡 حلقه گوش کند حرف پریشان سخنان هر که دیده است سر زلف پریشانی را
💡 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود
💡 بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه کند
💡 نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد
💡 سر نیاری بدر، از حرف پریشان سخنان آشنا تا نشود، معنی بیگانهٔ ما