جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشير بن حذلم اسدى مى گويد: در آن روز به سوى زينب دختر امير المومنين عليه السّلاممتوجه شدم، به خدا سوگند! در عين حال كه سخنورى توانا و بى نظيرى بود، حيا ومتانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گويا سخنان گهربار على عليه السّلام اززبان رساى او فرو مى ريخت و او على وار سخن مى راند به مردم اشاره نمود سكوت رامراعات نمايند در اين هنگام نفسها در سينه ها حبس گشت و زنگهاى شتران از صدا افتاد پس زينب كبرى عليه السّلام شروع به سخنرانى نمود.
💡 كه بهبوديش نبود؛ تو كيستى، خدا بر تو رحمت كناد؟ گفتم: من بشير حذلم هستم كهمولاى من زين العابدين فرستاد و اينك در فلان مكان، خود واهل حرم ابى عبدالله عليه السّلام و زنان، فرود آمده اند.