لغت نامه دهخدا
حافظ ملک. [ ف ِ م َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به حافظبن غیاث الدین و حافظ ایوبی شود.
حافظ ملک. [ ف ِ م َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به حافظبن غیاث الدین و حافظ ایوبی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضابط قانون دولت حافظ ملک و ملل حارث ایران و توران باعث امن و امان
💡 به تیغ حارس جیش و به کلک حافظ ملک بدین مخالف مال و بدان مخالف مال
💡 حاکم حکم امامت، خسرو اقلیم فضل حافظ ملک رسالت، ناصر دین خدا