جوهر اول

لغت نامه دهخدا

جوهر اول. [ ج َ / جُو هََ رِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) کنایه از جبرئیل علیه السلام یا قلم یا نور محمدی صلی اﷲعلیه وآله یا آدم علیه السلام. || نزدحکما کنایه از عقل اول. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از جبرئیل علیه السلام یا قلم یا نور محمدی صلی الله علیه و آله یا آدم علیه السلام.

جمله سازی با جوهر اول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چشم عقل هیولای جوهر اول به ذوق روح تمنای نشئه ثانی

💡 هم از جوهر اول آید ثنایت شناسد بلی کالبد قدر جان را

💡 آنکه برگی از ریاض جوهر اول بدید گو بیاور باغ طبع عرفی و بشمار گل

💡 فرو گریست که آری گهی که نفس فلک بعلم جوهر اول رسد ز گردانی

💡 گاه از پند حکیمان خردمند شدی بزم چون جوهر اول صدف گوهر راز

💡 گر جوهر اول بحریم تو در آید تن در ندهد قامت تعظیم تو خم را

پیشوا یعنی چه؟
پیشوا یعنی چه؟
لوس شدن یعنی چه؟
لوس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز