لغت نامه دهخدا
جورواجور. [ وا ] ( ص مرکب ) در تداول، گوناگون. جوراجور. متنوع. مختلف.
جورواجور. [ وا ] ( ص مرکب ) در تداول، گوناگون. جوراجور. متنوع. مختلف.
دارای شکل های مختلف، گوناگون.
درتداول گوناگون متنوع مختلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرکمان دستی و خرکمان سواره نمونههایی از گونههای جورواجور خرکمان هستند.
💡 اندیشه و تصورات ما نیز مثل ریزوم (زمین ساقه) آبشخورهای متفاوت و جورواجور دارد و بر چندگانگی و تفاوت (نه یکپایگی و تضاد) همراه است.