جناره

لغت نامه دهخدا

جناره. [ ج ِ رَ ] ( اِخ ) دهی است میان استرآباد و گرگان. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. رجوع به معجم البلدان و الانساب سمعانی شود.

فرهنگ فارسی

دهی است میان استراباد و گرگان گروهی از دانشمندان بدان منسوبند.

جمله سازی با جناره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زيارت فاطمه زهرا ( سلام اللّه عليها ) را هم در مسجدرسول خدا (صلّى اللّه عليه وآله ) مى خوانيم و هم در قبرستان بقيع، چون قبر فاطمهزهرا ( عليهاالسّلام ) مفقود الاءثر است، گويا خداوند براى تسليت كسانى كه عزيزانخود را در جبهه ها از دست مى دهند و حتى از جناره فرزندشان خبرى ندارند، چنين مقررداشته كه از قبر دختر پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه وآله ) نيز خبرى نباشد، اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيهِ راجِعُونَ.

💡 و رسول (ص) از این گفت در خطبه که راست گویی این مرگ نه بر ما نبشته اند. و این جناره ها که همی برند راست گویی مسافرانند که زود باز خواهند آمد. ایشان را در خاک همی کنیم و میراث ایشان همی خوریم و از خویشتن غافل. و بیشتر سبب یاد کردن طول امل است و اصل همه فسادها وی است.

💡 اسماء! من اين عمل را زشت مى دانم كه (جنازه را روى چهار چوب مى گذارند و پارچه اىروى جناره زنان مى اندازند، به سوى قبرستان مى برند) زيرا اندام او از زير پارچهنمايان است و هر كسى از حجم و چگونگى او آگاه مى شود.

💡 واو را همسایه ای وفات کرد. به نماز جناره او شد. بعد از آن شنید که مردمان می‌گفتند: که او مردی نیکو بود. سفیان گفت: اگر دانستمی که خلق از او خشنود بگردند به نماز جنازه او نرفتمی، زیرا که تا مرد منافق نشود خلق از او خشنود نگردند.

💡 جنازه اسكندر را مطابق وصيت وى، از بابل به اسكندريهحمل كردند، تمام بزرگان اطراف جنازه را گرفتند و عده اى از حكماء معروف يونانى وايرانى و هندى و رومى و... كنار جناره اسكندر آمدند و هر كدام سخنى گفتند كه ذكر خواهدشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران