جوانکان

مترادف‌ها

جوانان

لغت نامه دهخدا

جوانکان. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از جرجان ( گرگان ). ابوسعید عبدالرحمان بن حسین بن اسحاق محدث از آنجاست. رجوع به معجم البلدان شود.

فرهنگ فارسی

دهی است از جرجان ابوسعید عبدالرحمان بن حسین بن اسحاق محدث از آنجاست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران