لغت نامه دهخدا
جلمود. [ ج ُ ] ( ع اِ ) خرسنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) شتران کلانسال. ( منتهی الارب ). رجوع به جلمد شود.
جلمود. [ ج ُ ] ( ع اِ ) خرسنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) شتران کلانسال. ( منتهی الارب ). رجوع به جلمد شود.
سنگ بزرگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو میتوانی غلطاند مهر را ز فلک چنانکه فرهاد از کوه بیستون جلمود