جفت ساز
مترادفها
جفت کردن، همسر کردن
لغت نامه دهخدا
جفت ساز. [ ج ُ ] ( اِ مرکب )نوعی از فنون و هنرهای سازندگی. صفتی از صفات ذوی الاوتار است و آن سه نوع میباشد:جفت ساز، راست ساز و یک ونیم ساز. ( برهان ):
آسمان بر جفت ساز زهره این ره میزند.مجیر بیلقانی.دگر نسبتی را که دانست باز
درآورد نغمه به آن جفت ساز.نظامی ( اقبالنامه چ وحید ص 88 ).آنجا که جفت ساز سر خامه ات بود
لحنی بود تمام که نام نوا برند.کمال الدین اسماعیل.به تاب گیسوی چنگ و به جفت ساز رباب.روحی.رجوع به ذوی الاوتار شود.
فرهنگ فارسی
( صفت )۱- سازند. روح. ۲- ( اسم ) نوعی از سازندگی. ۳- صفتی از صفات سازهای ذوی الاوتار که جفت ساز و راست ساز و یک و نیم ساز باشد.
جمله سازی با جفت ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنجا که جفت ساز سرخامه ات بود لحنی بود تمام که نام نوا برند
💡 تراکم آسیلوئین یک واکنش جفت سازی کاهشی میان دو استر با استفاده از فلز سدیم به منظور تولید آلفا-هیدروکسی معروف به آسیلوئین است.
💡 ز رقص درشکند سقف این نوا خانه چو جفت ساز کنم کلک خویش را بر ساز