جشع

لغت نامه دهخدا

جشع. [ ج َ ش َ ] ( ع مص ) غالب آمدن حرص. چیره شدن آز. || سخت حریص و آزمند گردیدن. || از فراق دوست بیمناک شدن. || بعد گرفتن حصه خود را. || بر حصه دیگری طمع ورزیدن. ( منتهی الارب ).
جشع. [ ج َ ش ِ ] ( ع ص ) حریص. آزمند. آن که در چیزهاو کارها حرص ورزد. آن که بر حصه و سهم و دارائی دیگران حرص ورزد. ج، جَشِعون. ( منتهی الارب ) ( المنجد ).

فرهنگ فارسی

حریص. آزمند. آن که در چیزها و کارها حرص ورزد آن که بر حصه و سهم و دارائی دیگران حرص ورزد.

جمله سازی با جشع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جشع، كثرت حرص به اين معنا است كه شخصى در عين دارايى باز همافزون طلبى مى كند و حال آنكه اين تقاضا برايش مفيد نيست. شدت حرص در جايى استكه شخص نصيب خود را گرفته است و طمع درمال غير دارد.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز