جسم سماوی

لغت نامه دهخدا

جسم سماوی. [ ج ِ م ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد از این ترکیب فلک الافلاک است. ( از تفسیر مابعدالطبیعه ابن رشد ).

فرهنگ فارسی

مراد از این ترکیب فلک الافلاک است

جمله سازی با جسم سماوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فروپاشی قمر به علت نیروی کشندی حاصل از جسم سماوی دوم و بیشترشدن آن از جاذبهٔ خودی قمر رخ می‌دهد.

💡 سین را هم خدایی انسان‌انگار که نماد ماه است و نیز به عنوان خود جسم سماوی در نظر می‌گرفتند.

💡 تَکینِگی گرانشی یا تَکینِگی فضازمان موقعیتی در فضا-زمان است که طبق پیش‌بینی نسبیت عام، در آن چگالی و میدان گرانشی جسم سماوی بینهایت می‌شوند، به‌طوریکه دیگر این کمیت‌ها وابسته به دستگاه مختصات مورد استفاده نخواهند بود. این کمیت‌ها، همان انحنای فضازمان هستند که شاخصی از چگالی ماده می‌باشند. دو نوع مهم تکینگی فضازمان، تکینگی منحنی و تکینگی مخروطی می‌باشند.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز