جدل زدن

مترادف‌ها

بحث کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن

متضادها

توافق کردن، سازش کردن

لغت نامه دهخدا

جدل زدن. [ ج َ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دعوی صدارت کردن. ( آنندراج ):
قدرت به اختران چو برفعت جدل زند
گویند جمله مسند عالی مسلم است.انوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ادعا داشتن دعوی برتری داشتن.

جمله سازی با جدل زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت: «ای خشک‌مغز‌ِ تر‌دامن چند خواهی جدل زدن با من‌؟

💡 مردمان متهم کنند مرا با همه کس جدل زدن نتوان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران