لغت نامه دهخدا
جدل زدن. [ ج َ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دعوی صدارت کردن. ( آنندراج ):
قدرت به اختران چو برفعت جدل زند
گویند جمله مسند عالی مسلم است.انوری ( از آنندراج ).
جدل زدن. [ ج َ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دعوی صدارت کردن. ( آنندراج ):
قدرت به اختران چو برفعت جدل زند
گویند جمله مسند عالی مسلم است.انوری ( از آنندراج ).
( مصدر ) ادعا داشتن دعوی برتری داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: «ای خشکمغزِ تردامن چند خواهی جدل زدن با من؟
💡 مردمان متهم کنند مرا با همه کس جدل زدن نتوان