جبینان

لغت نامه دهخدا

جبینان. [ ج َ ] ( ع اِ ) تثنیه جبین. دو سوی پیشانی. دو طرف پیشانی.

فرهنگ فارسی

تثنیه جبین دو سوی پیشانی دو طرف پیشانی.

جمله سازی با جبینان

💡 برسر موکب خورشید جبینان تو شهی هندوی چتر گشا بر سر شه کاکل تو

💡 هوای مطرب گلچهره کن که گیسوی چنگ به دست زهره جبینان عجب دلاویز است

💡 خوش از جور و جفای مه جبینان خوش از زجر و عتاب نازنینان

💡 از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک گردون نشست تا کمر کهکشان به خاک

💡 کلام تلخ جبینان حلاوت آمیزست زمین هند به آن تیرگی شکرخیزست

💡 اهلی از ماه جبینان تو بمعراج وصال کی رسی تا نزنی دست بدامان کسی