جاوید بقا

لغت نامه دهخدا

جاویدبقا. [ ب َ] ( ص مرکب ) باقی. همیشه. پیوسته. دائم:
تیسیر نمودند و براهین بفزودند
هیلاج نمودند که جاویدبقائی.خاقانی.رجوع به جاوید شود.

فرهنگ فارسی

باقی و دائم

جمله سازی با جاوید بقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا ابد شهرت عنقا نپذیرد تغییر ملک جاوید بقا هیچ نبودن بوده‌ست

💡 هر شخص که بر چشمهٔ جودش گذری کرد جون خضر به دهر اندر جاوید بقا یافت

💡 جاوید بقا باد که تا دفع کند عدلش ز سر من ستم گردون را

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز