واژه «جان فرستادن» در زبان فارسی یک ترکیب ادبی و کهن است که به معنای فدا کردن جان یا تقدیم کردن زندگی در راهی ارزشمند یا در برابر معشوق، آرمان یا حقیقت به کار میرود. این ترکیب در متون کلاسیک فارسی، بیشتر بار عاطفی و عاشقانه دارد و نشاندهنده نهایت دلبستگی و از خودگذشتگی انسان نسبت به موضوعی بسیار مهم است. در این معنا، «جان فرستادن» صرفاً یک کنش جسمی نیست، بلکه بیانگر اوج فداکاری و رسیدن انسان به مرحلهای است که هستی خود را در برابر دیگری ناچیز میبیند. در ادبیات عاشقانه، این واژه اغلب برای توصیف حالتی به کار میرود که عاشق در برابر معشوق حاضر است همه وجود خود را تقدیم کند و از جان خویش بگذرد. در متون عرفانی نیز «جان فرستادن» میتواند به معنای رها کردن خود و گذشتن از تعلقات دنیوی در مسیر عشق الهی و حقیقت مطلق تعبیر شود. این اصطلاح نشاندهنده نوعی تسلیم کامل در برابر یک ارزش برتر است که در آن فرد وجود خود را در راهی والاتر فدا میکند. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی مانند جانفشانی، فداکاری، ایثار و از خودگذشتگی پیوند نزدیک دارد و در همان حوزه معنایی قرار میگیرد. در زبان شعر فارسی، «جان فرستادن» اغلب به شکل اغراقآمیز برای بیان شدت عشق یا عمق احساسات انسانی به کار رفته است. این ترکیب ادبی به دلیل بار احساسی قوی خود، در اشعار شاعران بزرگ برای تأکید بر نهایت دلدادگی و وفاداری بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.
جان فرستادن
لغت نامه دهخدا
جان فرستادن. [ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) جان هدیه کردن. جان را فدا کردن:
یک وام لبت نداده باشم
آنگه که هزار جان فرستیم.خاقانی.بسوی آن پری قاصد نهان خواهم فرستادن
صبا بسیار رفت این بار جان خواهم فرستادن.کاتبی نیشابوری ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
جان هدیه کردن
جمله سازی با جان فرستادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم به پیش تو میخواست جان فرستادن ولی کبوتر جان را نبود قوت بال