جان ستاننده
مترادفها
مرگبار، کشنده، مهلک
متضادها
جانبخش، حیاتبخش
لغت نامه دهخدا
جان ستاننده. [ س ِ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جان ستان. روح گیر. کشنده. رجوع به جانستان شود.
فرهنگ فارسی
روح گیر و کشنده
جمله سازی با جان ستاننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاعر خیره در اقلیم سخن میباشد جان ستاننده ز اعدانه به تلخی به خموشی