اهن جان
لغت نامه دهخدا
( آهن جان ) آهن جان. [ هََ ] ( ص مرکب ) سخت جان. سختی کش.، ( آهنجان ) آهنجان. [ هََ ] ( نف، ق ) در حال آهنجیدن.
فرهنگ فارسی
( آهن جان ) سخت جان سختی کش
جمله سازی با اهن جان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم شهر و شرکت خط آهن جان را (که هویتش هنوز برای آنها مخفی است) به عنوان قهرمان شناختند و به او مقام کلانتری را پیشنهاد کردند. جان نمیپذیرد و با تونتو میرود. به سال ۱۹۳۳ بر میگردد و ویل از صحت داستان میپرسد. پیش از رفتن، تونتو به او گلولهای نقرهای میدهد و به او میگوید که خودش تصمیم بگیرد. ویل ماسکش را میگذارد و به سمت چادر، جاییکه تونتو ایستاده نگاه میکند تا فقط پرواز کلاغ را ببیند.