لغت نامه دهخدا
جالش. [ ل ِ ] ( اِمص ) مباشرت و جماع. || ( ص ) کسی را گویند که در مباشرت حریص باشد و جماع بسیار کند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چالش شود.
جالش. [ ل ِ ] ( اِمص ) مباشرت و جماع. || ( ص ) کسی را گویند که در مباشرت حریص باشد و جماع بسیار کند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چالش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ماه ژوئن ۲۰۱۸، در نشست سالانه انجمن بینالمللی حمل و نقل هوایی در سیدنی، اکبر الباکر، مدیر عامل شرکت هواپیمایی قطر، انتقاد روزنامه نگاران برانگیخت. الباکر گفته بود که زنان نمیتوانند از پس کار او برآیند چرا که موقعیت کاری آن بسیار جالشی است. او بعداً نظراتش را پس گرفت و گفت از اینکه یک زن در مقام او قرار بگیرد استقبال میکند.