«جاانداختن» به معنای قرار دادن چیزی در جای مناسب خود، مرتب کردن و تثبیت کردن آن است و کاربرد آن هم در امور مادی و هم در معانی مجازی و ذهنی دیده میشود. این فعل معمولاً برای اشیاء فیزیکی به کار میرود، مانند جاانداختن کتاب در قفسه، قاب عکس روی دیوار یا وسیلهای در مکان مناسب خود. «جاانداختن» علاوه بر کاربرد مادی، در معنای مجازی نیز استفاده میشود و به مفهوم ایجاد نظم، ترتیب یا تثبیت ایده و مفهوم در ذهن یا موقعیت مشخص اشاره دارد. این واژه نشاندهنده عملی است که طی آن یک شیء یا مفهوم به صورت صحیح و مناسب در جایگاه خود قرار میگیرد و از جابجایی یا اشتباه جلوگیری میکند. کاربرد این فعل در زندگی روزمره بسیار رایج است و معمولاً با هدف مرتب کردن، سازماندهی یا تثبیت اشیا و مفاهیم انجام میشود. در ادبیات فارسی، «جاانداختن» گاهی به صورت استعاری برای ثابت کردن جایگاه کسی یا چیزی در ذهن دیگران یا جامعه نیز به کار رفته است.
جاانداختن
لغت نامه دهخدا
جا انداختن. [ اَت َ ] ( مص مرکب ) رختخواب گستردن. || استخوان از جای رفته را بجای خود بازآوردن. ( شکسته بندی ). || کسی یا چیزی را بموقعی دلخواه آوردن.
فرهنگ معین
(اَ تَ ) (مص م. ) ۱ - رختخواب انداختن. ۲ - استخوان جابه جا شده را در جای خود قرار دادن. ۳ - از قلم انداختن، چیزی را فراموش کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- رختخواب انداختن گستردن رختخواب ۳.- چیزی را کاملا در محل مخصوصش انداختن: (( شیشه را شیشه گر در پنجره جاانداخت. ) ) ۳- استخوان از جای در رفته را بجای خود باز آوردن. ۴- کسی یا چیزی را بموقعی دلخواه آوردن.
ویکی واژه
رختخواب انداختن.
استخوان جابه جا شده را در جای خود قرار دادن.
از قلم انداختن، چیزی را فراموش کردن.
جمله سازی با جاانداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دنیس برین دانشآموختهٔ آکادمی سلطنتی موسیقی بود و شهرت خودش بهواسطهٔ محبوبساختن و جاانداختن هورن جهت تکنوازی در موسیقی کلاسیک در میان مردم در کشور انگلستان بود. وی با همکاری هربرت فون کارایان و ارکستر فیلارمونیک، آثاری از کنسرتوی هورن ولفگانگ آمادئوس موتسارت ضبط و منتشر کرد که که هنوز به اعتقاد بسیاری، معتبرترین و کاملترین اجرای این اثر هنری موتسارت است.
💡 ۷ گفتار کتاب هفتم به بیماریهایی اختصاص یافتهاند که مختص بخش خاصی از بدن نیستند: گفتار اول به تورم، التهاب و بیماریهای پوستی؛ گفتار دوم به تومور، سرطان و خنازیر؛ گفتار سوم به خراشیدگی و سوختگی چرکی؛ گفتار چهارم به جذام؛ گفتار پنجم به زخم و خونریزی؛ گفتار ششم به داغکردن برای درمان برخی بیماریها؛ و گفتار هفتم به جاانداختن شکستگی و دررفتگی استخوان.