لغت نامه دهخدا
ثمنش. [ ث ُ م ِ ن ُ ] ( معرب،اِ ) گیاه ضعیف. || هرچه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد. این لفظ مأخوذ از یونانی است.
ثمنش. [ ث ُ م ِ ن ُ ] ( معرب،اِ ) گیاه ضعیف. || هرچه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد. این لفظ مأخوذ از یونانی است.
گیاه ضعیف هر چه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجز قبول تو حقّا اگر قبول کنم و گر دهند مه و آفتاب در ثمنش
💡 یا متاعی را که ثمنش ملک ابد باشد به ازای خشت و خاکی دهد، و سرمایه ای را که سودش پادشاهی سرمد باشد بر سر خاک و خاشاکی نهد.
💡 یا به بازار حرص بفروشند ثمنش می خورند و می نوشند