ثمنش

مترادف‌ها

قیمت آن، بهای آن

لغت نامه دهخدا

ثمنش. [ ث ُ م ِ ن ُ ] ( معرب،اِ ) گیاه ضعیف. || هرچه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد. این لفظ مأخوذ از یونانی است.

فرهنگ فارسی

گیاه ضعیف هر چه از نباتات ما بین درخت و گیاه باشد ٠

جمله سازی با ثمنش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بجز قبول تو حقّا اگر قبول کنم و گر دهند مه و آفتاب در ثمنش

💡 یا متاعی را که ثمنش ملک ابد باشد به ازای خشت و خاکی دهد، و سرمایه ای را که سودش پادشاهی سرمد باشد بر سر خاک و خاشاکی نهد.

💡 یا به بازار حرص بفروشند ثمنش می خورند و می نوشند

💡 اگرچه این اثر هنری بسیار ارزشمند و کمیاب است، اما فروشنده حاضر نیست که ثمنش را کمتر از مبلغ تعیین شده در حراج اعلام کند.

💡 مشتری پس از بررسی دقیق کیفیت پارچه و دوخت لباس، بالاخره تصمیم گرفت که ثمنش را به طور کامل و نقداً به فروشنده پرداخت کند.

💡 در مذاکرات تجاری پیچیده، تعیین دقیق ثمنش و شرایط پرداخت آن، کلیدی‌ترین مرحله برای نهایی کردن قرارداد خرید و فروش بین دو طرف است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران