تیز دشنه

لغت نامه دهخدا

تیزدشنه. [ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دشنه تیز و بران. دشنه سخت تند و برنده:
ابوالمظفرشاه چغانیان که برید
به تیزدشنه ٔآزادگی گلوی سؤال.منجیک ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

دشنه تیز و بران دشنه سخت تند و برنده

جمله سازی با تیز دشنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون کند تیز دشنه پیکار روز بازار خنجر و پیکان

💡 شوالیه با دشنه‌ای که بسیار تیز دشنه و براق بود، در مبارزات خود با دشمنان، مهارت و قدرت بی‌نظیر خود را به نمایش می‌گذاشت.

💡 در آن داستان‌های قدیمی، قهرمانان از سلاح‌هایی مانند شمشیر و تیز دشنه برای دفاع از سرزمین‌های خود در برابر حملات ناگهانی استفاده می‌کردند.

💡 با دقت نگاه کردن به آن قطعه فلزی قدیمی، مشخص بود که سازنده با مهارت بسیار زیادی آن را به صورت تیز دشنه ساخته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران