تیربند

لغت نامه دهخدا

تیربند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) کمری که از چند رشته پشم شتر بافته ساخته باشند و آن را شاطران در بالای قنطوره بر میان بندند و بر یک سر آن زهگیر و خلالدان و امثال آن آویزند و زنگها را بدان بند کنند.( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ):
بر تیربند پیک تو خورشید فی المثل
زنگی است صدهزار زبانه در او ز زنگ.کاتبی ( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ عمید

نوعی کمربند که شاطران به کمر می بستند و بعضی از لوازم کار خود را به آن آویزان می کردند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کمر بندی که از چند رشته پشم شتر بر تافته ساخته باشند و آنرا سابقا شاطران در بالای قنطوره بر کمر می بستند و بر یک سر آن زهگیر و خلالدان و مانند آن می آویختند و زنگها را بدان بند میکردند.

جمله سازی با تیربند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زون شمال غرب افغانستان به‌عنوان منطقه جغرافیایی نیز به‌کار برده می‌شود. مسجد کبود، مسجد سبز و آرامگاه یحیی بن زید از آثار ارزشمند تاریخی آن می‌باشد. سیمرغ نماد ورزشی این زون است که به پرنده کوه البرز واقع در جنوب مزارشریف اشاره دارد. مشخصه طبیعی این زون رودهای بلخاب، مرغاب، خلم و کوه‌های البرز و تیربند ترکستان می‌باشد. بزرگترین شهر آن مزارشریف، میمنه، شبرغان، خلم، بلخ، سرپل، سنچارک، آقچه، اندخوی، ایبک و قلعه نو است.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز