تیر گردون

لغت نامه دهخدا

تیر گردون. [ رِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( برهان ). خورشید. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از آفت و حوادث آسمانی نیز باشد. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || بعضی گویند عطارد است. ( برهان ). عطارد. ( ناظم الاطباء ). ستاره تیر. دبیرفلک:
تیر گردون همه انواع فضائل دارد
لیک در ملک طرب کامروا ناهید است.ابن یمین.رجوع به تیر ( عطارد ) شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب است کنایه از آفت و حوادث آسمانی را نیز گویند

جمله سازی با تیر گردون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ورچه پر تیر گردون بشکنم چون خدنگی از کمان خواهم فشاند

💡 تیر گردون گر بدعوی دم زند با کلک او عقل میداند که پیش اختران گردد خجل

💡 ز شرم کهربا گون خامه او بر آرد تیر گردون رنگ کاهی

💡 قضا از نوک کلک تیر گردون بعز جاودانش داده منشور

💡 چون بر به کمان سخن نهم تیر گردون نتواند کشد کمانم

💡 تا که شد طبع کریم تو خریدار سخن تیر گردون را بررست ز شادی پر و بال

نیاسر یعنی چه؟
نیاسر یعنی چه؟
تحویل دادن یعنی چه؟
تحویل دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز