تپاله

لغت نامه دهخدا

تپاله. [ ت َ ل َ / ل ِ] ( اِ ) سرگین و فضله گاو. ( فرهنگ نظام ). سرگین گاو. ( ناظم الاطباء ). افکنده گاو. مدفوع گاو. آنگاه که بسرشند و خشک کنند باندازه های معلوم سوختن را. || تفاله و ثفل کنجد و جز آن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ لِ ) (اِ. ) پهن گاو.

فرهنگ عمید

= تاپاله

فرهنگ فارسی

( اسم ) پهن گاو.

ویکی واژه

پِهِنِ گاو.

جمله سازی با تپاله

💡 در اخبار و احاديث به ما گوشزد شده است كه اگر مردم را صريحا از كاوش و از هم پاشيدن پشكل چهارپايان بازدارند، اصرار آنان در كاوش و از هم پاشيدن آن، فزاينده تر مى گردد، (و براى توجيه اصرار خود) مى گويند: بى جهت ما را از دست يازيدن به چنين كارى نهى نكرده اند، لابد سر و حكمتى در اين تپاله وپشكل حيوان وجود دارد كه بايد از آن سردرآورد! و از درون آن باخبر گشت !!.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز