لغت نامه دهخدا
تهی نام. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( ص مرکب ) بی نام و آنکه جز نام چیزی از وی در میان نباشد. ( ناظم الاطباء ):
که شاه جهان چون جهان رام کرد
ستم را از عالم تهی نام کرد.نظامی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهی نام. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( ص مرکب ) بی نام و آنکه جز نام چیزی از وی در میان نباشد. ( ناظم الاطباء ):
که شاه جهان چون جهان رام کرد
ستم را از عالم تهی نام کرد.نظامی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
بی نام و آنکه جز نام چیزی از وی در میان نباشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که شاه جهان چون جهان رام کرد ستم را ز عالم تهی نام کرد