لغت نامه دهخدا
تهی روغنی. [ ت َ/ ت ِ / ت ُ رَ / رُو غ َ ] ( حامص مرکب ) بی روغنی. فقدان روغن در چراغ. ته کشیدگی روغن در چراغ:
مدار از تهی روغنی دل به داغ
که ناگه ز پی برفروزد چراغ.نظامی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهی روغنی. [ ت َ/ ت ِ / ت ُ رَ / رُو غ َ ] ( حامص مرکب ) بی روغنی. فقدان روغن در چراغ. ته کشیدگی روغن در چراغ:
مدار از تهی روغنی دل به داغ
که ناگه ز پی برفروزد چراغ.نظامی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
بی روغنی فقدان روغن در چراغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدار از تهی روغنی دل به داغ که ناگه ز پی برفروزد چراغ