تهمت کش

لغت نامه دهخدا

تهمت کش. [ ت ُ م َ ک َ / ک ِ ]( نف مرکب ) مفتری و بدگمان و بدگو و بدگمان شده. ( ناظم الاطباء ). || کشنده و تحمل کننده بهتان. کسی که سخن بهتان را بر خود هموار سازد:
رفته ام از خود وتهمت کش آسودگیم
حیرت آیینه ام کاش طپیدن باشد.میرزا بیدل ( از آنندراج ).رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

مفتری و بد گمان و بد گو و بد گمان شده کشنده و تحمل کننده بهتان

جمله سازی با تهمت کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تهمت کش صلاحم وزین لعبتان مدام خاطر بلعب عشوه گری میکشد مرا

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز