ته پر

لغت نامه دهخدا

ته پر. [ ت َه ْ پ ُ ] ( ص مرکب ) تفنگ و توپی که ته آن را باز کرده باروت و گلوله در وی گذارند. ( ناظم الاطباء ). مقابل سرپر. تفنگ که در آن فشنگ بکار برند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تفنگ شود.

فرهنگ عمید

= تفنگ * تفنگ ته پر

فرهنگ فارسی

تفنگ و توپی که ته آنرا باز کرده باروت و گلوله در وی گذارند مقابل سر پر

جمله سازی با ته پر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر باد دهد تا کی ات این هرزه‌ نگاهی خود را دمی از بستن مژگان ته پر گیر

💡 باغ جنت را که تنگ است آسمان بر جلوه اش سر به زیر بال بردم در ته پر یافتم

💡 خاک از الوان ریاحین شهپر طاوس شد داد جا چون بیضه اش تا در ته پر آفتاب

💡 به یار نامه نوشتم به خون صبر و سکون چو غنچه نامه پیچیده ته به ته پر خون

💡 با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایم سر به تسلیم ادب گم در ته پر کرده‌ایم

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز