تلافی نمودن
مترادفها
تلافی کردن، جبران کردن
متضادها
بخشیدن، گذشت کردن
لغت نامه دهخدا
تلافی نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َدَ ] ( مص مرکب ) تلافی کردن. جبران کردن:
در پرده نمود از عرق شرم تلافی
در ظاهر اگر روی تو آتش بجهان زد.صائب ( از آنندراج ).رجوع به تلافی و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
تلافی کردن جبران کردن
جمله سازی با تلافی نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تنها بعد از تحویل ناپلئون و ارتشش در جدال سدان بود که وضعیت به شدت دگرگون گردید. امپراتور فرانسه منفصل گردید و مجبور به نفی بلد شد. عالی ترین واحدهای فرانسوی توسط پروسها بازداشت شده بودند که به سرعت پیروزی خود را در سدان با استراتژی به پاریس دنبال نمودند. حکومت ناپیدار جمهوری نوین فرانسه در رویارویی با نیاز بسیار به دفاع از پایتخت خود با نیروهای بازمانده، پنهانی در موقعیت نظامی برای تلافی نمودن برضد ایتالیا نبود. در هر شکل، حکومت جمهوری به منازل کمتر از امپراتوری نسبت به مقر مقدس شفیق بود و خواست سیاسی برای پاسبانی از موقعیت پاپ را نداشت.
💡 او تصمیم گرفت با کسب موفقیتهای بزرگ در آینده، تمام سختیها و بیعدالتیهایی را که در دوران جوانی با آنها روبرو شده بود، به شکلی شایسته تلافی نمود.
💡 رقیب تجاری او با ارائه قیمتهای بسیار پایین، سعی داشت تمام ضررهایی را که در سال گذشته متحمل شده بود، به صورت عملی تلافی نمود.
💡 بازیکن تیم مقابل سعی کرد با انجام بازی بسیار خشن، تمام گلهایی را که در نیمه اول دریافت کرده بود، در نیمه دوم از طریق تلافی نمودن جبران کند.