تقمر

لغت نامه دهخدا

تقمر. [ ت َ ق َم ْ م ُ ] ( ع مص ) غالب آمدن در قمار. || به نکاح در آوردن زن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نزدیک کسی در شدن به ماهتاب. ( تاج المصادر بیهقی ). به ماهتاب بیرون آمدن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بیرون شدن شیر در ماهتاب. ( تاج المصادر بیهقی ). بیرون شدن شیر در مهتاب و جستن صید و یقال: تقمر الاسد اذا طلب الصید فی القمراء. || فریفتن زن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || در شب قمر بخانه آوردن زن راو داخل شدن بر آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || آتش افروختن زیر آشیانه تا مرغان کور گردند و شکار کرده شوند. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه تقمر (۲) مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان شاهرود، بخش بیارجمند، دهستان خوارتوران، ۲۰۰ متری جنوب روستای تقمر واقع شده و این اثر در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۱۸۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه تقمر (۱) مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان شاهرود، بخش بیارجمند، دهستان خوارتوران، ۱۰۰ متری جنوب غرب روستای تقمر واقع شده و این اثر در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۱۸۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز