تقصیرکار

لغت نامه دهخدا

تقصیرکار. [ ت َ ] ( نف مرکب ) مقصر و آنکه دارای گناه و تقصیر باشد و آنکه سهو و غفلت کرده باشد. ( ناظم الاطباء ). تقصیردار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه تقصیر دارد: (( درین کار همه تقصیرکاریم. ) )

جمله سازی با تقصیرکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به آرکی‌او ۲۸۱ و قلب‌های تقصیرکار اشاره نمود.

💡 رول و اینسورث هر دو خاطرنشان کرده‌اند که از نظر باندی، تقصیرکار همواره کسی دیگر یا چیزی دیگر بوده است. او در نهایت به ۳۰ قتل اعتراف کرد، اما هرگز مسئولیت هیچ‌کدام را نپذیرفت، حتی هنگامی که پیش از آغاز دادگاه پرونده چی امگا معامله‌ای به او پیشنهاد شد که می‌توانست از مجازات اعدام جلوگیری کند.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به زندگی پی، پیش از آغاز شب، بخور، عبادت کن، عشق بورز، ناین، شبح اپرا، به گذشته نگاه نکن و قلب‌های تقصیرکار اشاره کرد.

💡 وی از موافقان طرح استیضاح رضا فرجی‌دانا بود و استیضاح فرجی دانا را یکی از راهکارهای مقابله با فتنه جدیدی دانست که در دانشگاه‌های ایران در حال شکل‌گیری می‌باشد. وی بی‌تفاوتی فرجی دانا به توهین‌های مکرری که در ماه‌های صدارت وی به مقامات سیاسی ایران و حجاب شده‌است را از دلایل تقصیرکاری فرجی دانا دانست. وی همچنین تغییر ۱۲۰ نفر از مدیران دانشگاهی در طی ۴ ماه را از ایرادات وارده به فرجی دانا دانست.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز