لغت نامه دهخدا
تقصار. [ ت َ ] ( ع اِ ) تقصارة. گردن بند. ج، تقاصیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): تقلدت بالتقصار. ( اقرب الموارد ).
تقصار. [ ت َ ] ( ع اِ ) تقصارة. گردن بند. ج، تقاصیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): تقلدت بالتقصار. ( اقرب الموارد ).
گردن بند جمع تقاصیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قدح پارس چو بر گردنت بود تقصیر ز درّ مدحش بر گردنت سزد تقصار
💡 نشست یک شب و داد اینقصیده را تحریر نخفت یکدم و کرد این فریده را تقصار