تقدیرگر
مترادفها
جبرگرا، تقدیرگرا
متضادها
اختیارگرا
لغت نامه دهخدا
تقدیرگر. [ ت َ گ َ ]( ص مرکب ) تعیین کننده سرنوشت. مُقَدِّر:
تقدیرگر شدند چو تقدیر یافتند
زانسو مقدرند و زینسو مقدرند.ناصرخسرو.رجوع به تقدیر و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با تقدیرگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تقدیرگر شدند چو تقدیر یافتند زین سو مقدرند و از آن سو مقدرند
💡 در متون فلسفی بسیار قدیمی، بحثهای طولانی درباره اینکه آیا انسان یک تقدیرگر مستقل است یا تحت کنترل نیروهای ماوراءطبیعی میباشد، انجام میگرفت.
💡 برخی از فیلسوفان معتقدند که اراده آزاد میتواند انسان را به یک تقدیرگر واقعی در زندگی شخصی خود تبدیل کند و مسیر آیندهاش را تغییر دهد.
💡 نقش تقدیرگر در ساختار پیچیده جهان هستی، از موضوعاتی است که همواره مورد بحث و تأمل عمیق در مکاتب مختلف الهیات و فلسفه قرار گرفته است.