تقاول

لغت نامه دهخدا

تقاول. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) با یکدیگر سخن گفتن. ( زوزنی ). گفت و شنید نمودن و با کسی قول کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). تفاوض. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقاول

💡 بـعـضـى از مـفسرين جمله (اذ قال ربك...) را تفسير جمله (اذ يختصمون ) دانسته، وبـعد از آنكه منظور از اختصام را تقاول و سؤ ال و جواب گرفته اند، آن را عبارت دانستهانـد از مـجـمـوع كـلام خـدا بـه ايـشـان در جـمـله (انـىجـاعـل فـى الاءرض خـليـفـة ) و كـلام مـلائكـه، در جـمـله(اتـجـعـل...) و بـاز كـلام خـدا به آدم و كلام آدم به ملائكه، و كلام خدا به ايشان، درجمله (انى خالق بشرا) و كلام ابليس با خداى تعالى.

قثام یعنی چه؟
قثام یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز