تفعیل

لغت نامه دهخدا

تفعیل. [ ت َ ] ( ع مص ) یکی از اوزان ابواب ثلاثی مزیدفیه و این باب بیشتر برای تعدیه فعل آید. و رجوع به نشوء اللغة ص 15 شود.

فرهنگ عمید

در صرف عربی، از ابواب ثلاثی مزیدٌفیه.

فرهنگ فارسی

یکی از اوزان ابواب ثلاثی مزید فیه و این باب بیشتر برای تعدیه فعل آید.

جمله سازی با تفعیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان عربی قالبی و اشتقاقی است، بدین معنا که عرب‌زبانان از الگوهای افعال، تفعیل، مفاعله، استفعال و… بهره می‌برند و با ریختن ریشهٔ واژه در این قالب‌ها که «باب» نامیده می‌شوند، واژه می‌سازند. برای نمونه از واژهٔ پارسی زمان، مشتق‌هائی مانند ازمنه، مزمن و زمن ساخته شده‌است که شناسائی ریشهٔ آن را دشوار می‌کند.

💡 تقلید مصدر عربی باب تفعیل از مادّه «قَلَد»، و در لغت به معنای چیزی را ملازم کسی یا شخصی قرار دادن و گردن نهادن به کاری است. این واژه در اصطلاح فقهی به معنای التزام به عمل و گفتار مجتهد معیّن است. البته این واژه در متون فقهی در مبحث حج به معنای «علامتی بر گردن قربانی آویختن تا معلوم شود برای قربانی در حج است» هم به کار رفته‌است.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز