لغت نامه دهخدا
تفتگی. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) گرمی.کوفتگی و تکدر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفته شود.
تفتگی. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) گرمی.کوفتگی و تکدر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفته شود.
گرمی، داغی.
۱ - گرمی داغی. ۲ - آزردگی تکدر. ۳ - اضطراب. ۴ - کوفتگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بر آتش طبع تو برنهی یاقوت ز تفتگی ز میانش برون جهد روغن
💡 نفس کز تفتگی تابی ندارد گر از عیسی بود زنار او کن