تضبط

لغت نامه دهخدا

تضبط. [ ت َ ض َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) به قهر و بندی گرفتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرفتن کسی را به حبس و قهر.( از اقرب الموارد ). به قهر و اسیری گرفتن کسی را. ( ناظم الاطباء ). || به پاره گیاه رسیدن گوسپندان و شتابی کردن آنان در چرا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || قوی و توانا گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). توانا و فربه گردیدن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تضبط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آخرين سخن در تفسير آيه اينكه با توجه به حالات پيامبران بزرگ كه از زخم زبانجاهلان و منافقان در امان نبودند نبايد انتظار داشت كه افراد پاك و مؤ من هرگز گرفتاراينگونه اشخاص نشوند، چنانكه امام صادق (عليه السلام ) مى گويد: ان رضا الناس لايملك و السنتهم لا تضبط: (خوشنودى همه مردم را نمى شود به دست آورد، و زبان مردمرا نمى توان بست )... امام در پايان اين حديث مى افزايد: (آيا موسى را متهم بهعيوبى نكردند؟ و آزار ندادند؟ تا اينكه خداوند او را تبرئه كرد).

💡 در حـديـث ديـگـرى كـه (صـدوق ) در (امـالى ) از امـام صـادق (عـليـه السـلام )نـقـل كـرده چـنين مى خوانيم: ان رضا الناس لا يملك، و السنتهم لا تضبط، الم ينسبوا داودالى انـه تـبـع الطـير حتى نظر الى امرائة اوريا فهواها، و انه قدم زوجها امام التابوتحتى قتل ثم تزوج بها!:

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز