تسبیح کردن

لغت نامه دهخدا

تسبیح کردن. [ ت َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) خدا را به پاکی یاد کردن. صلات و ذکرو تحمید و تقدیس کردن خدا. تنزیه کردن:
تسبیح می کنندش پیوسته
در زیر این کبود و تنک چادر.ناصرخسرو.و ماهی چهل شبانه روز دهن بر هم ننهاد تا نفس یونس را نگیرد و با یونس تسبیح میکرد، از آن تسبیح که پیشتر از آن میکرد. ( قصص الانبیاء ص 135 ).
سزد گر عیسی اندر بیت معمور
کند تسبیح از این ابیات غرا.خاقانی.و رجوع به تسبیح شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بپاکی یاد کردن خدای را. ۲- سبحان الله گفتن.

جمله سازی با تسبیح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای در مسجد نهادن دست در طاعت زدن لب پر از تسبیح کردن دل به فرمان داشتن

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز